image slider by WOWSlider.com v5.4

براساس یک باور دیرین میان مردم سراسر جهان، همیشه ثروتمندان، ثروتمندتر می‌شوند و طبقه متوسط نیز همان جای همیشگی خود گیر کرده است؛ اغلب ما با این تصور بزرگ می‌شویم که پولدار شدن کار سختی است و به زحمتش نمی‌ارزد یا این که پولدارها کلاً خوش‌شانسند.

به گزارش سرویس اقتصادی جام نیوز، نابرابری اقتصادی اکنون موضوع داغی است و بسیاری از افراد تا جایی پیش می‌روند که ثروتمندان را متهم می‌کنند که مزیت‌های ناعادلانه دارند. به‌سادگی می‌توان این برچسب‌ها را به کسی چسباند و البته برازنده برخی افراد نیز هست. اما واقعیت آن است که در اقتصادهای سالم دنیا (و غیررانتی) هیچ مزیت نابرابری وجود ندارد و همه افراد جامعه فرصتی مساوی برای ثروتمند شدن در اختیار دارند. در این میان مهم‌ترین مانعی که مردم در این راه به آن برخورد می‌کنند، افکار، اعتقادات و فلسفه‌هایشان درباره پول است.

تمایز میان نحوه نگرش ثروتمندان و طبقه متوسط به پول علاوه بر وسعت، متعدد نیز است. درست مانند آن‌که ٢ گروه در ٢ سیاره کاملا متفاوت زندگی می‌کنند. اما رازهای پول‌ساز میلیونرها چیست؟

درآمد، درآمد، درآمد

اغلب مردم روی نحوه حفاظت از توده پول‌هایشان فکر می‌کنند. البته که پولدارها هم می‌دانند پس‌انداز کردن مهم است اما می‌دانند پول درآوردن از آن مهم‌تر است. قشر متوسط بیشتر درگیر درآمدهای ناچیزی هستند که از پس‌انداز و سرمایه‌گذاری به دست می‌آورند و کمتر به ذهن خود فشار می‌آورند تا به ثروت دست یابند. افراد ثروتمند به جای آن‌که به فکر آگهی‌های تخفیف در این و آن فروشگاه باشند، از طرز تفکر به اصطلاح یک قران و ٢ریال پس‌انداز کردن اجتناب کرده و انرژی ذهنی خود را در جایی که باید متمرکز می‌کنند، یعنی روی سود کلان.

استفاده از ارتباطات

در ذهنیت پولدارها هر چیزی یک ابزار است. آنها به‌طور استراتژیک تلاش‌های خود را در حوزه‌ای سودآور از کسب‌وکارشان متمرکز می‌کنند و همزمان از ارتباطات تجاری، میزان اعتبار و منابع خود به‌عنوان اهرم کمک می‌گیرند تا از هرگونه تلاش و سرمایه‌گذاری بیشترین بهره را ببرند.

طبقه متوسط سخت‌ کارکردن را یک افتخار می‌داند در حالی که پولدارها موفقیت را مهم‌تر از افتخار می‌دانند. کمی به عقب برگردید و به یاد بیاورید در کودکی درباره کار سخت به شما چه یاد داده بودند. اگر واقعا پول را در اولویت‌های زندگی خود رتبه‌بندی نکرده‌اید، بهتر است هرگونه افکار محدود‌کننده درباره کار سخت را دور بریزید و در عوض به این فکر کنید با استفاده از چه اهر‌م‌هایی می‌توانید موفق‌تر باشید.

نگاه غیرخطی به پول

توده مردم زمان با پول تجارت می‌کنند. چنین روندی این اعتقاد را به وجود می‌آورد که پول درآوردن یک فرآیند خطی است که به‌طور مستقیم به زمان منتهی می‌شود. یک فرد معمولی معتقد است تنها راه پول بیشتر درآوردن(به غیراز اضافه حقوق و پاداش) ساعات بیشتری کار کردن است. پولدارها می‌دانند برای دستیابی به سودکلان نباید خطی فکر کرد. آنها در پول درآوردن از ایده‌هایی استادند که مشکلات را حل می‌کنند. آنها می‌دانند ایده‌ها هیچ محدودیتی ندارند بنابراین هیچ مرزی برای سودشان وجود ندارد. می‌توان با ایده‌ای درست و در زمان درست یک‌شبه به ثروت رسید اما اگر خالق این پدیده غیرخطی را دریابد.

نگاه منطقی به پول

آنها پول را به‌طور واقعی و منطقی بررسی می‌کنند. متاسفانه افراد کمی می‌توانند بدون این‌که احساسات منفی در خود به وجود بیاورند، درباره پول فکر کنند. این هم یکی از اعتقادات طبقه متوسط است که در کودکی در ذهن افراد حک می‌شود. احساسات اهمیت بالایی در زندگی ما دارند. اما هنگامی که بحث به تفکر درباره پول می‌رسد، احساسات را باید کنار گذاشت و اجازه داد عقل راهنمایی کند. زمانی که از منظر احساسی به پول فکر نمی‌کنید، خود را از زنجیرهای روانشناسی رها می‌کنید تا هراندازه می‌خواهید، درآمد داشته باشید. امروز تصمیم بگیرید با استفاده از منطق استراتژی مالی خود را تعیین کنید و از احساسات برای دستیابی به این استراتژی استفاده کنید.

پولدار بودن یک حق است

یک فرد معمولی تصور می‌کند پولدار شدن یک مزیت است که فقط افراد خوش‌شانس آن را به دست می‌آورند. اما بسیاری از پولدارهای دنیا می‌دانند اگر واقعا بخواهند چیزی خلق کنند که برای دیگران ارزش زیادی دارد، پولدار شدن یک حق محسوب می‌شود. آنها معتقدند اگر بتوانند زندگی را برای دیگران آسان‌تر یا بهتر کنند، پس باید پولدار شوند. آنها همیشه به راه‌های جدیدی برای ساختن یک تله‌موش فکر می‌کنند و اغلب به دلیل مادی‌گرایی اکثریت مردم از آنها متنفرند.

رابطه ترس و اضطراب با پول

افراد بزرگ معتقدند، برای ارزشی که خلق کرده‌اند، پولدارشدن حق‌شان است. دیگر تصور نکنید پولدارهای خودساخته خوش‌شانس‌اند، بلکه به این بیندیشید که ارزش ریال به ریال درآمدتان و حتی بیشتر را دارید. مهم‌ترین نکته درباره پول آن است که بدون در نظرگرفتن سطح تحصیلات، میزان هوش یا عملکرد در مدرسه، هر آنچه برای پولدار شدن لازم است در اختیار دارید. با ترس و اضطراب به پول نگاه نکنید. آنها را فرصتی برای رهایی بدانید.

چگونه به سرعت پولدار شویم؟

براساس یک باور دیرین میان مردم سراسر جهان، همیشه ثروتمندان، ثروتمندتر می‌شوند و طبقه متوسط نیز همان جای همیشگی خود گیر کرده است؛ اغلب ما با این تصور بزرگ می‌شویم که پولدار شدن کار سختی است و به زحمتش نمی‌ارزد یا این که پولدارها کلاً خوش‌شانسند.

به این مطلب امتیاز دهید

6433

به گزارش سرویس اقتصادی جام نیوز، نابرابری اقتصادی اکنون موضوع داغی است و بسیاری از افراد تا جایی پیش می‌روند که ثروتمندان را متهم می‌کنند که مزیت‌های ناعادلانه دارند. به‌سادگی می‌توان این برچسب‌ها را به کسی چسباند و البته برازنده برخی افراد نیز هست. اما واقعیت آن است که در اقتصادهای سالم دنیا (و غیررانتی) هیچ مزیت نابرابری وجود ندارد و همه افراد جامعه فرصتی مساوی برای ثروتمند شدن در اختیار دارند. در این میان مهم‌ترین مانعی که مردم در این راه به آن برخورد می‌کنند، افکار، اعتقادات و فلسفه‌هایشان درباره پول است.

تمایز میان نحوه نگرش ثروتمندان و طبقه متوسط به پول علاوه بر وسعت، متعدد نیز است. درست مانند آن‌که ٢ گروه در ٢ سیاره کاملا متفاوت زندگی می‌کنند. اما رازهای پول‌ساز میلیونرها چیست؟

درآمد، درآمد، درآمد

اغلب مردم روی نحوه حفاظت از توده پول‌هایشان فکر می‌کنند. البته که پولدارها هم می‌دانند پس‌انداز کردن مهم است اما می‌دانند پول درآوردن از آن مهم‌تر است. قشر متوسط بیشتر درگیر درآمدهای ناچیزی هستند که از پس‌انداز و سرمایه‌گذاری به دست می‌آورند و کمتر به ذهن خود فشار می‌آورند تا به ثروت دست یابند. افراد ثروتمند به جای آن‌که به فکر آگهی‌های تخفیف در این و آن فروشگاه باشند، از طرز تفکر به اصطلاح یک قران و ٢ریال پس‌انداز کردن اجتناب کرده و انرژی ذهنی خود را در جایی که باید متمرکز می‌کنند، یعنی روی سود کلان.

استفاده از ارتباطات

در ذهنیت پولدارها هر چیزی یک ابزار است. آنها به‌طور استراتژیک تلاش‌های خود را در حوزه‌ای سودآور از کسب‌وکارشان متمرکز می‌کنند و همزمان از ارتباطات تجاری، میزان اعتبار و منابع خود به‌عنوان اهرم کمک می‌گیرند تا از هرگونه تلاش و سرمایه‌گذاری بیشترین بهره را ببرند.

طبقه متوسط سخت‌ کارکردن را یک افتخار می‌داند در حالی که پولدارها موفقیت را مهم‌تر از افتخار می‌دانند. کمی به عقب برگردید و به یاد بیاورید در کودکی درباره کار سخت به شما چه یاد داده بودند. اگر واقعا پول را در اولویت‌های زندگی خود رتبه‌بندی نکرده‌اید، بهتر است هرگونه افکار محدود‌کننده درباره کار سخت را دور بریزید و در عوض به این فکر کنید با استفاده از چه اهر‌م‌هایی می‌توانید موفق‌تر باشید.

نگاه غیرخطی به پول

توده مردم زمان با پول تجارت می‌کنند. چنین روندی این اعتقاد را به وجود می‌آورد که پول درآوردن یک فرآیند خطی است که به‌طور مستقیم به زمان منتهی می‌شود. یک فرد معمولی معتقد است تنها راه پول بیشتر درآوردن(به غیراز اضافه حقوق و پاداش) ساعات بیشتری کار کردن است. پولدارها می‌دانند برای دستیابی به سودکلان نباید خطی فکر کرد. آنها در پول درآوردن از ایده‌هایی استادند که مشکلات را حل می‌کنند. آنها می‌دانند ایده‌ها هیچ محدودیتی ندارند بنابراین هیچ مرزی برای سودشان وجود ندارد. می‌توان با ایده‌ای درست و در زمان درست یک‌شبه به ثروت رسید اما اگر خالق این پدیده غیرخطی را دریابد.

نگاه منطقی به پول

آنها پول را به‌طور واقعی و منطقی بررسی می‌کنند. متاسفانه افراد کمی می‌توانند بدون این‌که احساسات منفی در خود به وجود بیاورند، درباره پول فکر کنند. این هم یکی از اعتقادات طبقه متوسط است که در کودکی در ذهن افراد حک می‌شود. احساسات اهمیت بالایی در زندگی ما دارند. اما هنگامی که بحث به تفکر درباره پول می‌رسد، احساسات را باید کنار گذاشت و اجازه داد عقل راهنمایی کند. زمانی که از منظر احساسی به پول فکر نمی‌کنید، خود را از زنجیرهای روانشناسی رها می‌کنید تا هراندازه می‌خواهید، درآمد داشته باشید. امروز تصمیم بگیرید با استفاده از منطق استراتژی مالی خود را تعیین کنید و از احساسات برای دستیابی به این استراتژی استفاده کنید.

پولدار بودن یک حق است

یک فرد معمولی تصور می‌کند پولدار شدن یک مزیت است که فقط افراد خوش‌شانس آن را به دست می‌آورند. اما بسیاری از پولدارهای دنیا می‌دانند اگر واقعا بخواهند چیزی خلق کنند که برای دیگران ارزش زیادی دارد، پولدار شدن یک حق محسوب می‌شود. آنها معتقدند اگر بتوانند زندگی را برای دیگران آسان‌تر یا بهتر کنند، پس باید پولدار شوند. آنها همیشه به راه‌های جدیدی برای ساختن یک تله‌موش فکر می‌کنند و اغلب به دلیل مادی‌گرایی اکثریت مردم از آنها متنفرند.

رابطه ترس و اضطراب با پول

افراد بزرگ معتقدند، برای ارزشی که خلق کرده‌اند، پولدارشدن حق‌شان است. دیگر تصور نکنید پولدارهای خودساخته خوش‌شانس‌اند، بلکه به این بیندیشید که ارزش ریال به ریال درآمدتان و حتی بیشتر را دارید. مهم‌ترین نکته درباره پول آن است که بدون در نظرگرفتن سطح تحصیلات، میزان هوش یا عملکرد در مدرسه، هر آنچه برای پولدار شدن لازم است در اختیار دارید. با ترس و اضطراب به پول نگاه نکنید. آنها را فرصتی برای رهایی بدانید.

منبع: 391kar.ir

برای ارسال به چندین ایمیل از علامت , استفاده کنید

کد امنیتی:

چگونه می توان پولدار شد؟

اکونیوز:چگونه می توان پولدار شویم؟ مدیران شرکت های اقتصادی کلان چگونه توانسته اند به موفقیت دست پیدا کنند؟

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران( econews.ir )،قطعا هر کارآفرین، مبدع و مخترعی رازهایی در زندگی حرفه اش وجود دارد که می توانیم با دانستن آنها مسیر زندگی خود به موفقیت تغییر بدهیم. مدیران برجسته و موفق رازهای بسیاری دارند که دانستن آنها می تواند کمک بسیاری به ما کنند.

کتاب "مدیران برجسته سخن می گویند" از جمله کتاب هایی است که این رازها را برای ما بر ملا می کند.

چنین کتابهایی فقط به درد مدیران نمی خورد بلکه می تواند راهکشای بسیاری از مشکلات اقتصادی خانواده ها باشد.

کتاب مدیران برجسته سخن می گوینددارای سه مقدمه، شامل: مقدمه ناشر، دیباچه مترجم، و پیشگفتار تام پیترز، و هفت بخش است که مترجم در 185 صفحه ترجمه و منتشر کرده است.

محمد ابراهیم محجوب این کتاب را ترجمه کرده است.

به نظر ناشر، آنچه مدیران برجسته در سینه دارند، گنجینه باارزشی برای علم و هنر مدیریت است، و مکتوب کردن آنها خدمت بزرگی به جامعه مدیران کشورمان است.

بـــه نظر مترجم، چنین کتابی کم نوشته می شود. نقطه قوت کتاب، گزینش طیف گسترده ای از بنگاهها با فعالیتهای گوناگون است که در میدان مدیریت به میان آمده است.

این کتاب، حاصل کار ارزشمند یکی از صاحبنظران مدیریت تام پیترز است. او که نویسنده کتاب معروف در جستجوی برتری است، در این کتاب ابتکار زیبایی داشته است

در این کار بزرگ با 21 تن از مدیران برجسته شرکتهای بزرگ مصاحبه کرده که سخن آنان آمیزه ای از حرفهای مربوط به فعالیتهای روزانه هر مدیر، و نکات الهام بخشی است که گاه تنها از زبان بزرگان می توان شنید.

نویسنـــده از جک ولش آغاز می کند، و می نویسد، شاید در طول صدسال گذشته کمتر کسی توانسته باشد در اداره بنگاهش به اندازه او کامیاب باشد.

با وجود این، وقتی راز راستین کامیابی او را می پرسی پاسخ می دهد، رازی در میان نیست، فقط باید تا می توانی، درحد شیفتگی برای شکوفایی مغزهای موجود در بنگاهت مایه بگذاری، همین ادعای او این است که اگر آنان (کارکنان) روی چند اصل ساده، مثل مردم گرایی، خدمت به مشتری، و نوآوری تکیه کنند، به طور غریزی تصمیم درست خواهند گرفت.

هیچ مدیر عاملی به اندازه فیل کاندیت رئیس بوئینگ ناچار نیست روی آینده (نامعلوم) دست به گروبندیهای کلان بزند.

به نظر نویسنده کتاب، از قول لی اسکات رئیس جدید وال مارت می نویسد: بزرگترین خطایم کنترل نکردن وقتم بود. آمادگی نداشتم به نیازهای درون و بیرون ســـــــازمان که وقت مرا می خواست پاسخ دهم.

. انتهای پیام /*

منبع: econews.ir

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :