سپاس شده 1,572 در 1,013 پست

حالت من

تعداد امتیازات : 170

خلاصه داستان :

این رمان حکایت عاشق شدن پسری به نام سیاوشه... اولین دیدار اونا به طور تصادفی توی بیمارستانه... یلدا که تازه از خارج برگشته توی خیابون با یه پیر زن تصادف میکنه و با اضطراب زیاد میارتش بیمارستان.. .

سیاوش هم به خاطر عمل آپاندیس بابای دوستش ( نیما ) برای عیادتش اومده بوده... یلدا همسایه نیما اینا ست... خواهر سیاوش هم توی همون بیمارستان دکتره... اینا به یلدا کمک میکنن و بعد از اون هم چند بار یلدا رو میبینه... و رمان ادامه پیدا میکنه... در ادامه پای یک زن بنام شیوا به داستان باز میشه.. .

شیوا هم مثل یه مادر که برای پسرش قصه بگه حکایت زندگی پر فراز و نشیبشو میگه... اینکه چطور دختر پاکی مثل اون به علت ندونم کاریهای اطرافیانش به خط اعتیاد و فحشا میفته... و چطور ناقل ایدز میشه و تمام سعیشو میکنه که مردای فاسد رو بیمار کنه...

این رمان فوق العاده است .من خیلی دوستش دارم.ما این کتاب و وقتی خوندیم تا یه مدت بهش فکر میکردیم و در موردش بحث میکردیم .

واقعا واسم جالب بود و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین آدمهای هم وجود دارن .

من دبیرستانی بودم که این کتاب و خوندم ولی آخرین باری که این کتاب و دوباره خوندم سه سال پیش بود .

اولش بگم وقتی دارید این کتاب و میخونید هم گریه میکنید و هم میخندید بیشتر تیکه های که نیما میگه رو هیچ وقت فراموش نمیکنید .

من از این نیما خیلی خوشم میاد .

حتما بخونید .

منبع: pichak.net

دانلود رمان فوق العاده زیبا یاسمین از م.مودب پور

* اضافه شدن نسخه اندروید *

مرتضی مودب‌پور با نام مستعار «م.مودب پور» از محبوب ترین نویسندگان ایرانی است. از او که نویسندگی حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۷۸ آغاز کرد، چندین داستان که عمدتا عاشقانه هستند منتشر شده است. اینظور به نظر میرسد که مودب پور در رمان یاسمین، تلاش میکند ضمن حفظ چارچوب آثار قبلی خود مسیری تکاملی را طی کند. این رمان از فضاهایی طبیعیتر و نزدیکتر به واقعیت و همچنین وقایع به نسبت معقول بهره میبرد که برتری آنرا نسبت به اثر قبلی وی ثابت میکند. میتوان گفت نویسنده در این رمان به نقطه عطف داستان نویسی در سبک خود میرسد و شاید همین دلیل موجب شده تا «یاسمین» در میان پرفروش ترین رمانهای ایرانی سال ۱۳۸۰ قرار گیرد.

یاسمین در رابطه با عاشق شدن یک پسر از طبقه پائین اجتماع که بدون پدر و مادر بزرگ شده و همیشه استقلال خود را حفظ کرده و یک دختر از طبقه بالا و مرفه جامعه که همچون شاهزاده ها زندگی کرده است .

این کتاب اختلافات طبقاتی و مشکلات اجتماعی جامعه را در قالب یک داستان عاشقانه بیان کرده که تا به امروز طرفداران بسیاری را به خود اختصاص داده است .

۲۲ آذر ۱۳۹۳ | 70,852 نفر | ۳۷ دیدگاه | دسته بندی: ادبیات » رمان » کتاب الکترونیکی

لینک های دانلود:

منبع: kamyabonline.com

توضیحات:

یلدا رمانی زیبا و با زبانی ساده و عامه پسند است که مانند دیگر آثار مودب پور از زبان طنز آلود برای جذاب تر کردن داستان استفاده شده است.در رمان يلدا نويسنده داستان را به سمت پديده ايدز سوق مي دهد و با هدف مشخصي به طرح موضوع مي پردازد.به همين علت و با توجه به موضوع داستان(پديده ايدز)با اين لحن هشدار نسل امروز بهتر و دقيق تر در جريان مسئله قرار گرفته و به عمق فاجعه پي مي برد.همچنين از ديگر ويژگي هاي اثر مي توان به مطرح كردن برخي ناهنجاري هاي اجتماعي توسط نويسنده اشاره كرد كه به شكلي رك و بدون پرده به خوبي انجام گرفته است.البته از اين نكته هم نبايد غافل شد كه در موقعيت هايي خاص نويسنده در جدالي ميان سنت و مدرنيسم قرار گرفته و نتوانسته آنگونه كه بايد با زمان و شرايط هماهنگ شود.

دانلود با لینک مستقیم:

(دقت کنید همه ی حروف کوچک وارد شود)

» برای مشاهده ی فهرست کامل کتاب های سایت اینجا را کلیک کنید.

» برای مشاهده ی راهنمای دانلود اینجا را کلیک کنید.

» برای جستجوی کتاب های سایت اینجا را کلیک کنید.

» برای دریافت تمام کتاب های سایت به صورت پستی اینجا را کلیک کنید.

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 15 آبان ماه، 1391 توسط yahya

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

منبع: readbook.ir

توضیح مختصر:

رمان پریچهر یک اثر عاشقانه از مودب پور است. فرهاد پس از اتمام درسش به ایران بر می گردد شرایط مطلوب او برای ازدواج باعث می شود دختران زیادی خواهان ازدواج با او باشند ولی فرهاد دل به دختری بسته که فقط او را در رویا دیده ولی ناگهان می فهمد که او نه یک رویا بلکه واقعیت است فرگل همبازی کودکی او حالا به دختر رویا های بدل شده ولی…

ارسال توسط Admin در ادبیات , رمان , م.مودپ پور در ۹ آبان ۱۳۹۱ و 6,616 views

منبع: behtarin.com

دانلود رمان پریچهر از م.مودب پور (جاوا ،اندروید و pdf)

دانلود رمان پریچهر از م.مودب پور (جاوا، اندروید و pdf)

به دفتر خودم رفتم اما چهره گیرای فرگل از پیش چشمام محو نمی شد. نمی دونم چرا هی دلم میخواست برم با این دختر حرف بزنم! یادم افتاد که طرز کار با تلفن مرکزی رو به او یاد ندادم از خدا خواسته بلند شدم و به دفتر او رفتم.

من- فرگل خانم یادم رفت بهتون طرز کار با این تلفن رو یاد بدم. ببخشید من روی آشنایی قبلی شما رو به اسم کوچیکتان صدا کردم البته جلوی دیگران حتما با نام خانوادگی شمارو صدا می کنم. اشکالی که نداره؟ اینطوری کار بهتر پیش می ره. شما هم هرطوری که راحت هستید من رو صدا کنید. خندید و گفت پس من هم همین کارو می کنم. طرز کار تلفن رو به او یاد دادم و به اتاق خودم برگشتم. خواستم مشغول کار بشم ولی نمی شد. عجب بدبختی بود. اصلا حواسم جمع نمی شد! به خودم نهیب زدم که خجالت بکش! چرا اینطوری شدی؟ ولی بازهم چهره مینیاتوری و ظریف فرگل منو ول نمی کرد. هر بار که نگاهش می کردم چیز زیباتری در چهره اش می دیدم. خلاصه هر طوری  بود تا ساعت ۱ خودم  رو مشغول کردم. وقت ناهار بود . همه حدود ساعت ۱ دست از کار می کشیدند. بیورن رفتم و به فرگل گفتم: فرگل خانم وقت ناهاره. سلف سرویس کارخونه شماره اش اونجا نوشته. زنگ بزنید براتون غذا بیارن دفتر.

فرگل- خیلی ممنون خودم غذا اوردم.

به دفترم برگشتم. من چون تا ساعت ۲ بیشتر در کارخونه کار نمی کردم صبر می کردم تا ناهار رو تو خونه بخورم. بعداز چند دقیقه فرگل در زد و وارد شد و پرسید: شما ناهار نمی خورید؟

لینک‌های دانلود:

منبع: kamyabonline.com

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :